تبليغاتX
ANGELS
Home | Archives | Email
Bryan
سلام

ما رو به خاطر این غیبت طولانی ببخشید. همش تقصیر این درس هاس دیگه

هر چی خواستین بگین هر سه ما خواسته هاتونو بر آورده می کنیم.

رو ما حساب کنید

راستی نظر یادتون نره. ما رو نظراتون حساب می کنیم. ایناس که ما رو دلگرم می کنه تا اپ کنیما .

     بیو گرافی:

نام کامل: برایان نیکلاس مک فادن. Brian Nicholas McFadden

لقب: مکر Macker

تاریخ تولد: 12 آوریل سال 1980 در دوبلین، پایتخت ایرلند.

قد: 1.86 سانتی متر.

خانواده: مادر مایرید. پدر برندان و یک خواهر سوزان.

رنگ موی اصلی: قهوه ای

رنگ چشم: آبی.

حیوان خانگی: یه سگ به اسم چیپ.

تیم فوتبال مورد علاقه: منپستر یونایتد.

فیلم مورد علاقه: تایتانیک و گریس.

بازیگر مرد مورد علاقه: لئوناردو دی کاپریو.

بازیگر زن مورد علاقه: جنیفر لوپز.

خواننده ی مورد علاقه: برایان لیترل در بک استریت بویز. ماریا کری.

جمله ی الگویی : امروز رو زندگی کن و با فردا وقتی از راه اومد معامله کن.

همسر: کری کاتونا همسر سابق او بود ولی هم اکنون با خواننده ی معروف: دلتا گودرم است.

فرزند: یه دختر 4 ساله به اسم مولی ماری مک فادن و یه دختر 3 ساله به نام لیلی سو مک فادن.

درس مورد علاقه: فیزیک . ریاضی و انگلیسی.

بدترین درس: ادبیات ایرلندی

عطر مورد علاقه برای خانم ها: کول واتر.

برایان می گه:

اگه من یه روزی واقعا ً پولدار بشم اول یه فراری می خرم.

راجع به وست لایف:

ما واقعا ً دوستای خوبی هستیم.وقتایی که با هم کار نمی کردیم هم پشت تلفن مشغول حرف زدن با هم بودیم. حتی الان هم که من تو گروه نیستم تو هر کاری از اونا نظر می خوام.من خیلی خوشحالم که با اونا دوستم و به نظرم مسافرت کردن اون 6 سال بدون اونا جهنم می شد.

20 مطلب راجع به برایان:

او همیشه پر از انرژی یه .

او عاشق بریتنی اسپیرز اِ ولی از جنیفر هم خوشش میاد.

او خودش رو((خجالتی و بامزه)) معرفی می کنه.

خیلی دوست داشته که یه دوست دختر داشته باشه.( وقتی نوجوان بوده)

بدترین عادتش اینه که همه چیزو زود فراموش میکنه.

رنگ مورد علاقه ش سبزه.

قهرمان های او مادر و پدرش هستن.

او یه بار در رستوران مک دونالد در ایرلند کار می کرده.

او گیتار و پیانو می زنه.

او کمی هم با شوی کارتل در ایرلند معروف شد.

لباس مورد علاقه ش یه تی شرت و شلوار شل و ول اند.

طراح لباس مورد علاقه ی او Dolce and Gabbana است.

او عاشق غذاهای ژاپنی ست.

فیلم مورد علاقه ی او تایتانیک اِ.

ورزش مورد علاقه ی او فوتبال است.

کتاب مورد علاقه ی او کتاب ژنرال است.

لئوناردو دی کاپریو بازیگر مرد مورد علاقه ی اوست.

اولین کنسرتی که او رفت کنسرت Kylie Minogue بود.

اولین سی دی ای که او خرید یکی از آلبوم های Kylie Minogue بود.

ترانه ی مورد علاقه ی او Something stupid از فرانک سیناترا است.



Bryan

Bryan & Delta

|+| نوشته شده توسط مریم سه شنبه 1387/07/30 ساعت 3:26 PM | 

سلام بچه ها

من توی آخرین آپ راجع به مارکی جونم می نویسم.آخه از افتتاح این وبلاگ تا حالا حتی ۱بارهم راجع به مارکی جوووون عزیزم ننوشتیم.امیدوارم لذت ببرید

بیو گرافی:

نام کامل: مارکوس مایکل پاتریک فهیلی. Marcus Michael Patrick Feehily

لقب: مارک. مارکستر.

تاریخ تولد: 28 می سال 1980

محل تولد: کالری در اسلایگوی ایرلند.

قد: 1.80 سانتی متر

رنگ موی اصلی: قهوه ای روشن.

رنگ چشم : آبی.

نشان برج تولد: دوپيکر.

خانواده: مادر ماری. پدرا ُلیور. دو برادر کوچکتر به نام بری و کالین.

حیوان خانگی: یک سگ شکاری به نام اسنوپی.

شغل قبلی: گارسون رستوران. شاغل در یه عکاسی.

تیم فوتبال مورد علاقه: لیورپول

بازیگر زن مورد علاقه: لیزا کودرو

بازیگر مرد مورد علاقه: ادی مورفی.

ترانه ی مورد علاقه: Man in mirror از مایکل جکسون و Without you از ماریا کری.

جمله ی الگویی: پول هیچ چیز نیست ولی خوشبختی چرا.

دختر ایده آل : بامزه باشه ولی به موقع جدی بشه.

دوست دختر یا همسر: ندارم. به نظر من شین و نیکی و برایان اشتباه کردن.هنوز برای بار به دوش کشیدن زوده.( !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

غذای مورد علاقه: مرغ

غذایی که بدت میاد: ماهی.

خودت رو تو سه کلمه معرفی کن: خجالتی. صمیمی.

آلت موسیقی که می نوازی: پیانو و گیتار.

طراح لباس(مد) مورد علاقه: تیم برلند.

صحبت های اعضای گروه درباره مارک:

کین: مارک خیلی خیلی خیلی خیلی با مزه ست.ممکنه تو غرق اشک باشی ولی مارک اگه سر حال باشه حتما ً تو رو می خندونه.ولی اون دوست داره بیشتر وقتش رو برای خودش و تنهایی بگذرونه. مثلا ً تو خونه بشینه یا برای قدم زدن بیرون بره.

شین: مارک خیلی ساکته.و خجالتی میمونه تا خودت اونو بشناسی.ولی بیشتر اوقتا با خودشه.و مارک عاشق خوانندگی یه. اون تمام روز رو می خونه. واقعا صدای بی نظیری داره!

نیکی: مارک خیلی توداره. اون ساکت می مونه تا خودت برای شناختنش اقدام کنی. به نظر من خیلی آدم باحالیه.و هیچ چیز بهش بر نمی خوره تا موقعی که خیلی خسته نباشه. اون خیلی خیلی خیلی با استعداد و باهوشه.من عاشق صدای مارک ام.من حاضرم برای داشتن یه همچین صدایی بمیرم...

برایان: مارک دوست داره خودش کارای خودشو بکنه. و بیشتر اوقات او تورهای مسافرتی وست لایف رو تنظیم می کنه. ممکنه وقتی باهاشی سکته کنی چون مارک توی((گم شدن تو جمعیت)) استعداد خاصی داره. ولی اون عاشق موسیقی یه و صدای محشری داره. مارک بهترین عضو گروه تو همه چیزه. اون ممکنه تدی و خجالتی باشه و ممکنه بامزه و شوخ باشه.

دوستاش و فامیل هاش توی اسلایگو خیلی براش مهم هستن تا جایی که گاهی من احساس میکنم مارک یه گوشی تلفن داره که خود به خود هر 1 ساعت یه بار از گوشش رشد می کنه. عاشق اینه که زیر دوش آواز بخونه.

یه سوال از وست لایف:

ما می خوایم بریم توی یه اتاق کوچیک که سمت راست یه خونه س ولی یکی از شماها اونجاست و در رو قفل کرده.به نظرتون اون کیه؟

مارک: من نیستم چون من نیازی به اون کار ندارم.تازه من اگه توی یه اتاق کوچیک باشم که چند نفر هم پشت درش منتظر بیرون اومدنم باشن زیاد احساس راحتی ندارم. احتمالا ً کین بوده.

کین: به نظرم مارکه! فکر نکنم همچین اتفاقی هیچ وقت بیفته ولی مارک همیشه دوست داره همه چیزو یه کم مخفی نگه داره.

شین: مطمئنا ً مارکه. من می گم مارک! در ضمن اون بیشتر مشتاقه که یه دفعه وسط یه جمع غیبش بزنه.

حالا اینو جواب بدید: یکی از اعضای گروه به یه دختر سنش رو دروغ گفته. اون کیه؟

نیکی: مارک.معمولا ً مارک سنش رو بالا میبره.

برایان: اون بعضی موقع ها تظاهر می کنه 28سالشه.

مارک: من نباید نظر بدم؟؟؟

نیکی: ببینید! همیشه اینجوریه. مارک داره با شما حرف می زنه و بعد میگه: نیکی من امروز 28سالمه. ولی من همیشه به دخترها می گم که دروغ میگه.

یکی دیگه! شما 4 تایی توی یه رستورانید و وقتی غذا تموم می شه می فهمید که کیف پولهاتونو جا گذاشتید. کدومتون از مخمصه فرار میکنه؟

کین: مارک!!!

برایان: آره. ممکنه تو نشسته باشی و داری باهاش حرف می زنی ولی یه دفعه غیبش میزنه.

نیکی: اگه مارک از موقعیت در بره بعدش میگه: راجع به چی حرف می زنید؟ من نبودم!؟!؟

مارک: فقط برای شوخی!!!!

نیکی: من مارک رو دیده ام که یه بار آخرین تکه ی پیتزاشو برداشت و خیلی آروم بدون جلب توجه و پرداخت پول از اونجا رفت بیرون.

مارک: شما نمی تونید اینارو چاپ کنید!!!!(خیلی دیر شد!!!!)

سوال بعد: شما یه ملاقات مهم با سرمایه گذار گروه دارید. همه هستید ولی یکی دیر میاد اون کیه؟

شین: مارک!

مارک: چی؟؟؟؟؟؟؟

نیکی صداشو تغییر میده و می گه: ((آسانسور بالا نمی اومد!!)) بهانه های مارک مزخرفاتی مثل این اند.

مارک: ترجیح می دم خودم بگم!!

شین: نه مارک ما قضیه رو تعریف می کنیم. اون همیشه 15 دقیقه دیر میاد.

کین: بهونه هاش هم اینان: ((اممم....آسانسور بالا نمی یومد)) و من می گم: (( مارک! من همین الان اومدم!!)) و مارک می گه: (( امم...خب گیر کرده بود.....)).

مارک: این درست نیست!!!!

برایان: مارک اولین کسی بود که از پدر شدن من خوشحال بود.من اول از همه به نیکی گفتم. ولی اون ترسیده بود و فکر می کرد این دیگه آخر وست لایفه. و وقتی به بقیه گفتم شکه بودن. ولی مارک منو بغل کرد و گفت: تبریک می گم! این بهترین عکس العملی بود که من به عمرم دیده بودم!!

|+| نوشته شده توسط مهشید_یاسی_مریم شنبه 1387/07/13 ساعت 7:47 PM | 
بچه دوم شین به دنیا اومد
وای خدا ... خدا ... خدا جوووووووووووووووووووون (::) (::) (::) (::) (::) (::) (::) (::)

بچه ی شین دیشب ساعت 3:40 شب تو بیمارستان عمومی اسلیگو به دنیا اومد... ())( ())(

حدس بزنید بچه چیه؟ :mrgreen: :mrgreen: :mrgreen:

(:L) پسره (:L) ... ())( ())( ())( ())( ())( ())( ())(

وای من آب قند لازم دارم ، این روزه هم بساطی شده! فشارم افتاده پایین... :D :D :D

وای تو رو خدا ، تو رو خدا شین عکسشو بذار تو نت ... خدا کنه مثل نیکول خسیس بازی در نیاره ، وقتی بچه سه سالشه عکسشو نشون بده...

اسمش... ())( ())( ())( ())(

Patrick Michael Filan

.... که 15 سپتامبر 2008 به دنیا اومد (:L) (:L)
البته درباره ی 16 یا 15 سپتامبر بودنش مطمئن نیستم...بعدا دقیق معلوم می شه. (:L)

خوب داستان از این قراره که دیشب جیلیان یکهو دردش می گیره ، بعد سیم ثانیه می رن بیمارستان و این پاتریک کوچولو (:L) (:L) (:L) سه ساعت و نیم بعد به صورت طبیعی که جیل هم خیلی دوست داشته به دنیا می آد. (:L) (:L) (:L) (:L) (:L) (:L)

شین دیروز بعد از ظهر نیکول رو برده بیمارستان که برادر کوچولوشو ببینه... (:L)


حالا ببینید شین چیا گفته... :)( :)( :)(

" جیلیان خیلی خوب تحمل کرد ، منم خیلی سورپریز شدم که پسردار شدم ، چون جنسیت بچه رو از قبل نمی دونستیم.."

" من مطمئن بودم که دختره ولی جیل می گفت شاید پسر باشه ، جیل درست گفته ، مثل همیشه :mrgreen: "
( خودشم می دونه اصلا بهش نمی اومد پسر داشته باشه، نازی (:L) )

"اون خیلی خیلی شبیه منه ولی شما می تونید جیلیان رو هم تو صورتش ببینید (:L) "

" من خیلی خسته ام ولی تو اوج لذت (:L) دارم پرواز می کنم (:L) "

" این محشر بود که نیکول رو ببینی که برای اولین بار برادرش رو می بینه" ( ای جوووونم (:L) (:L) )

" اون می دونست که یه بچه قراره بیاد ولی فکر نمی کردم اینقد براش جالب باشه (:L) ((( "

" چند هفته آینده تو خونه ی فایلان ها حسابی شلوغ می شه ولی این بهترین احساس روی زمینه (:L) (:L) (:L) " :) :) :) :)


خوشبخت باشید عزیزان من... (:L)

حالا بقیه اش...

شین و جیلیان می خوان اسم وسط بچه رو بذارن مایکل! اسم بابای جیلیان...!!
(اصلا حال نکردم پس شین چییییییی؟ )(. اون که نیکول رز شد ! اینم پاتریک مایکل!!! )(. )

بعد از تولد بچه لوییس از میامی زنگ زده تبریک گفته ... مارک و کین تلفنی تبریک گفتن ، چند روز دیگه هم می خوان برن بچه رو ببینن... (:L)
نیکی هم که پرتقال ه الان...رفته با خانواده تعطیلات... یه دسته گل خوشگل فرستاده واسشون.


همین فعلا! :mrgreen:

خوب حدس من که غلط بود ، من شرط می بستم که دختره! شرطو باختم :mrgreen:

به حال مبارکش باشه ())( ())(

به افتخار شیییییییییییییییییییییییییییییییین ())( ())( ())( ())( ())( ())( ())(

حالا با روکو و جی و احتمالا پسر کین ( یا مارک )(.) می تونن یه بوی بند دیگه بزنن (:L) (:L)

من که خیلی ذوق مرگم :mrgreen: :mrgreen: عجب خبری بود (:L)
|+| نوشته شده توسط مهشید پنجشنبه 1387/06/28 ساعت 12:56 PM | 
Maybe tomorrow
سلام

این اهنگ از وستلاف که گذاشتمش به نظر من بهترینه  فرمتش mp3 و حجمشم تقریبا 4mb

امیدوارم ازش لذت ببرید

می خوام کتاب اتو بیو گرافی وستلایف هم بذارم اما این مستلزم اینه که بازدید ها و نظرات به طوره چشمگیری بره بالا

حالا دیگه میل با خودتونه که چی کار میکنید

Maybe tomorrow

MAYBE TOMORROW-lyrics


Can't believe it's over
That you're leaving
Weren't we meant to be?
Should've sensed the danger
Read the warnings right there in front of me

Just stop
Let’s start it over
Couldn't I get one more try?

Chorus
And maybe tomorrow you'll say that you’re mine
You'll realise I can change
I'm gonna show you I'm in it for life
I'll get you back some day

Maybe tomorrow

I forgot to be there
I was selfish
I can see that now
I should've got to know you
Should've held you when your tears fell down

Just stop
Don't make me beg you
Tell me that you'll stay the night

Chorus
I will find a way

Wait a minute
Just hear me out
This time I promise I'll put you first
Turn around now
Your heart can’t let you walk away
I'll do what it takes

Chorus
Maybe tomorrow
There's so much I wanna say now
I just wanna make a life with you
So don’t walk away
There's so much I wanna do now
I just wanna make it up to you
Maybe tomorrow
Maybe tomorrow

 

 

|+| نوشته شده توسط مهشید_یاسی_مریم یکشنبه 1387/06/24 ساعت 2:30 PM | 
بیو گرافی Shane Filan
نام کامل: شین استیون فایلان.Shane Steven Filan

لقب : خوابالو، پی سی(pc که به معنایpure class ویعنی پسر باکلاس)

تاریخ تولد: 5 جولای سال 1979 در اسلایگوی ایرلند.

نشان برج تولد: خرچنگ

خانواده: مادر مِی . پدر پیتر. برادرها: فینبر، پیترو لیم. خواهرها: یوون، دنیز و مایرید. شین از همه کوچکتر است.

قد: 1.75 سانتی متر

قسمت بامزه ی بدن: خط هایی که موقع خنده روی صورتش می افته.

رنگ موی اصلی: قهوه ای مایل به مشکی.

رنگ چشم: سبز یشمی.

بازیگران زن مورد علاقه: کاترین زتاجونز، نیکول کیدمن، دونا ایر، کت دیلی.

بازیگر مرد مورد علاقه: تام کروز.

عطرهای مورد علاقه: پولو اسپرت و اسپری بدن ژیلت.

خواننده های مورد علاقه: مایکل جکسون. برایان لیترل در بک استریت بویز. ماریا کری. رونان کیتینگ.

مد لباس مورد علاقه: هر چیزی که مشکی باشه و بدون آستین.

خاطره ای از مدرسه: می گه که یه (( دیوونه)) بوده چون همیشه با خودش آواز می خونده.

خودش رو این جور معرفی می کنه: با کلاس. محتاط. بامزه(امیدواره که با مزه باشه). با فکر. یه کمی هم بچه ننه.

چیزی که وست لایف همیشه به تماشاچیان کنسرت ها می گه: (( هی!!!! گوش بده وگرنه می کشیمت))

اولین شغل: گارسون رستوران.

سرگرمی گرون قیمت: ماشین. البتهBMW خودش ولی ترجیح می ده فراری سوار شه.

نمی تونه زندگی کنه بدون: اینکه مادرش رو هر 2 دقیقه یه بار صدا بزنه.

حیوان مورد علاقه: اسب.(شین 5 اسب داره که یکی رو به جیلیان هدیه کرده)

چیزای مورد علاقه ش: خرید، دخترها، اسب ها، خوانندگی و رفتن بیرون با دوستاش.

تیم فوتبال مورد علاقه: لیورپول.

جمله ی الگویی زندگی ش: ((تو فقط یه بار زنده ای پس زندگی خوبی داشته باش.))حرفایی راجع به شین:

۱- شین از بچگی به آواز خوندن علاقه داشته و به اندازه ای عاشق آواز خوندن بوده که مامانش براش یه سری کامل وسایل ضبظ صدا می خره.

2- آواز خوندن تنها استعداد اون در زندگی نیست. بلکه به اسب سواری هم علاقه زیادی داره.از وقتی که خیلی جوون بود وارد مسابقه های اسب سواری شد.و در موقعیت های مختلفی برنده شد.درست در سن 5 سالگی او یک قهرمان سر بلند دراسلیگو بود شین در حال حاضر 5 اسب داره.

3- شین قبل از شغل خوانندگی توی Coffee Shop کار میکرده.که این Coffee Shop متعلق به خوانواده فیلن بوده. این Coffee Shop که Carlton نام داشته و در اسلیگو بوده در حال حاضر بسته شده.

4- یکی از آرزوهای بزرگ Shane ساختن خانه مورد دلخواهش هست.خانه ای که به وسیله آن یکی دیگر از آرزوهایش یعنی داشتن محلی برای اسب سواری به حقیقت بپیوندد. به گفته او یکی از دیگرخصوصیات خانه آینده اش این هست که این خونه توی زادگاهش اسلیگو باشد و همچنین یک عمارت بزرگ باشه.

5- Shane غیر از خوانندگی گیتار هم می زنه.

6- یکی از دیگر علتهای محبوبیت او چهره جذابش هست .... چیزی که خودش هم ازش تعجب می کنه . روز به روز به طرفداران Shane اضافه می شه. به طوری که اون در روز Valentine حدود7000 نامه و هدیه دریافت کرده.

7- در وست لایف او عضو حساس و سرزنده گروه است و خوشقیافه ترین آنها برای خوانندگانی که شایعه درست میکنند شین در 28 دسامبر سال 2003 با جیلیان دختری که از بچگی با او اشنا بود ازدواج کرد.

آهنگ مورد علاقش What makes a Man هست و کیلیپ مورد علاقش Up town girl است.

شین همیشه موبایلش و ساعتش وکیف پولش و عطری که بعد از تراشیدن ریشش میزنه و انگشتر نقرش رو به همراه داره

صحبت های اعضای گروه درباره شین:

بهترین چیزی که در شین وجود داره؟

-کیان : شین از همه اعضا آسون گیر تره

-نیکی: شین یک خواننده بی عیبه شین به مدیر و مباشر ما (رونان) درس میده و شما هیچ معلمی رو بهتر از اون پیدا نمیکنید

-برایان: شین خیلی انسان دل گرم کننده ایست .قبل از اینکه ما روی صحنه ظاهر بشیم ما رو راسخ میکنه و میگه که باید چی کار کنیم.او دارای انگیزه بالایی است.

بدترین عادت شین چیست؟

نیکی- شین ممکنه در زمانی که باهاش صحبت میکنی حواسش اصلا بهت نباشه و در یک دنیای دیگه سیر کنه

شین از چه چیزی نگران و د لواپسه؟

-برایان: من فکر نمیکنم درباره چیزه نگران باشه و این یک اندیشه مثبته برای ما.

چه چیزی شین رو شرمنده میکنه؟

-مارک: اگه به اشتباه به یک نت موسیقی بخوره که این اتفاق نادریه.

ایا شین ولخرجه؟

نیکی: شین پول خرج میکنه ولی میدونه باید چقدر خرج کنه

کیان درباره شین:

-.شما ممکنه وقتی شین رو شناختید فکر کنید دیوانست . شین گاهی اوقات بسیار ساکت میشه اون با نمکترین آدمیه که من تا امروز میشناسم.

 

 

Shane Filan

 

Shane Filan

|+| نوشته شده توسط مهشید_یاسی_مریم پنجشنبه 1387/06/14 ساعت 1:33 PM | 
Amazing
سلام

خب خدا رو شکر درس هامون تموم شد و ما با خیال راحت تر اپ میکنیم تا مهر ماه از دست این مدرسه

خلاصیم تا مهر دوباره بدبختی هامون شروع میشه

حاا بیخیال بجه ها اگه خیلی کم مینویسیم ببخشید جون یه کم طول میکشه تا ما جم و جور شیم

هر دفعه یه نفرمون اپ میکنه

sorry

ولی قول میدیم اپ بعدی منظم تر بشیم

خب حتمنی نظر بدین ها

باشه؟

فعلا عکس نمیذاریم ولی اینو حتما dl کنید

 این video  مال آهنگ Amazing از Westlife امیدوارم ازش لذت ببرید

Amazing

 

 

|+| نوشته شده توسط مهشید_یاسی_مریم شنبه 1387/04/29 ساعت 2:24 PM | 
Angel
سلام این متن آهنگANGEL هستش که به افتخار اسم وبلاگمون می ذارمش

ترجمه و خود آهنگشم به زودی می ذارم

امیدوارم لذت ببرید نظر هم یادتون نره

Spend all your time waiting
for that second chance
for a break that would make it okay
there's always some reason
to feel not good enough
and it's hard at the end of the day
I need some distraction
oh beautiful release
memory seeps from my veins
let me be empty
oh weightless and maybe
I'll find some peace tonight

in the arms of the angel
fly away from here
from this dark cold hotel room
and the endlessness that you fear
you are pulled from the wreckage
of your silent reverie
you're in the arms of the angel
may you find some comfort here


so tired of the straight line
and everywhere you turn
there's vultures and thieves at your back
storm keeps on twisting
you keep on building the lie
that you make up for all that you lack
it don't make no difference
escape one last time
it's easier to believe in this sweet madness oh
this glorious sadness that brings me to my knees

in the arms of the angel
fly away from here
from this dark cold hotel room
and the endlessness that you fear
you are pulled from the wreckage
of your silent reverie
you're in the arms of the angel
may you find some comfort here

you're in the arms of the angel
may you find some comfort here
some comfort here...

فقط بچه ها در up های بعدی مون سعی می کنیم از هر کدوم یه بیوگرافی بزاریم

البته مهشید جون یا مریم جون زحمتشو میکشن

نظر نشه فراموش!

بابای



|+| نوشته شده توسط مهشید_یاسی_مریم دوشنبه 1387/04/17 ساعت 4:44 PM | 
Unbreakable

سلام

قرار ما بر این بود که این وبلاگ رو فقط برای Westlife  بزنیم ولی خب من مخالفت کردم ولی خب الان که فکر می کنم می بینم ما فقط به این تیم علاقه داریم.

خیلی زود تر از این ها باید اقدام می کردیم ولی خب دیگه تو سال تحصیلی دست و پای ما حسابی بسته بود دیگه با این مدرسه ها چه میشه  کرد؟ مخصوصا مدرسه ی ما که اینقدر گیره 

این مطلبی که براتون می ذارم ماجرای خواستگاری Kevin از Mark هستش. امیدوارم لذت ببرید.

Unbreakable

 

 

 

خب بچه ها نظر یادتون نره

 

|+| نوشته شده توسط مهشید_یاسی_مریم سه شنبه 1387/04/04 ساعت 3:57 PM | 
تقدیم به تمام دوستان خوب و مهربونمون