تبليغاتX
ANGELS
Home | Archives | Email
بچه دوم شین به دنیا اومد
وای خدا ... خدا ... خدا جوووووووووووووووووووون (::) (::) (::) (::) (::) (::) (::) (::)

بچه ی شین دیشب ساعت 3:40 شب تو بیمارستان عمومی اسلیگو به دنیا اومد... ())( ())(

حدس بزنید بچه چیه؟ :mrgreen: :mrgreen: :mrgreen:

(:L) پسره (:L) ... ())( ())( ())( ())( ())( ())( ())(

وای من آب قند لازم دارم ، این روزه هم بساطی شده! فشارم افتاده پایین... :D :D :D

وای تو رو خدا ، تو رو خدا شین عکسشو بذار تو نت ... خدا کنه مثل نیکول خسیس بازی در نیاره ، وقتی بچه سه سالشه عکسشو نشون بده...

اسمش... ())( ())( ())( ())(

Patrick Michael Filan

.... که 15 سپتامبر 2008 به دنیا اومد (:L) (:L)
البته درباره ی 16 یا 15 سپتامبر بودنش مطمئن نیستم...بعدا دقیق معلوم می شه. (:L)

خوب داستان از این قراره که دیشب جیلیان یکهو دردش می گیره ، بعد سیم ثانیه می رن بیمارستان و این پاتریک کوچولو (:L) (:L) (:L) سه ساعت و نیم بعد به صورت طبیعی که جیل هم خیلی دوست داشته به دنیا می آد. (:L) (:L) (:L) (:L) (:L) (:L)

شین دیروز بعد از ظهر نیکول رو برده بیمارستان که برادر کوچولوشو ببینه... (:L)


حالا ببینید شین چیا گفته... :)( :)( :)(

" جیلیان خیلی خوب تحمل کرد ، منم خیلی سورپریز شدم که پسردار شدم ، چون جنسیت بچه رو از قبل نمی دونستیم.."

" من مطمئن بودم که دختره ولی جیل می گفت شاید پسر باشه ، جیل درست گفته ، مثل همیشه :mrgreen: "
( خودشم می دونه اصلا بهش نمی اومد پسر داشته باشه، نازی (:L) )

"اون خیلی خیلی شبیه منه ولی شما می تونید جیلیان رو هم تو صورتش ببینید (:L) "

" من خیلی خسته ام ولی تو اوج لذت (:L) دارم پرواز می کنم (:L) "

" این محشر بود که نیکول رو ببینی که برای اولین بار برادرش رو می بینه" ( ای جوووونم (:L) (:L) )

" اون می دونست که یه بچه قراره بیاد ولی فکر نمی کردم اینقد براش جالب باشه (:L) ((( "

" چند هفته آینده تو خونه ی فایلان ها حسابی شلوغ می شه ولی این بهترین احساس روی زمینه (:L) (:L) (:L) " :) :) :) :)


خوشبخت باشید عزیزان من... (:L)

حالا بقیه اش...

شین و جیلیان می خوان اسم وسط بچه رو بذارن مایکل! اسم بابای جیلیان...!!
(اصلا حال نکردم پس شین چییییییی؟ )(. اون که نیکول رز شد ! اینم پاتریک مایکل!!! )(. )

بعد از تولد بچه لوییس از میامی زنگ زده تبریک گفته ... مارک و کین تلفنی تبریک گفتن ، چند روز دیگه هم می خوان برن بچه رو ببینن... (:L)
نیکی هم که پرتقال ه الان...رفته با خانواده تعطیلات... یه دسته گل خوشگل فرستاده واسشون.


همین فعلا! :mrgreen:

خوب حدس من که غلط بود ، من شرط می بستم که دختره! شرطو باختم :mrgreen:

به حال مبارکش باشه ())( ())(

به افتخار شیییییییییییییییییییییییییییییییین ())( ())( ())( ())( ())( ())( ())(

حالا با روکو و جی و احتمالا پسر کین ( یا مارک )(.) می تونن یه بوی بند دیگه بزنن (:L) (:L)

من که خیلی ذوق مرگم :mrgreen: :mrgreen: عجب خبری بود (:L)
|+| نوشته شده توسط مهشید پنجشنبه 1387/06/28 ساعت 12:56 PM | 
Maybe tomorrow
سلام

این اهنگ از وستلاف که گذاشتمش به نظر من بهترینه  فرمتش mp3 و حجمشم تقریبا 4mb

امیدوارم ازش لذت ببرید

می خوام کتاب اتو بیو گرافی وستلایف هم بذارم اما این مستلزم اینه که بازدید ها و نظرات به طوره چشمگیری بره بالا

حالا دیگه میل با خودتونه که چی کار میکنید

Maybe tomorrow

MAYBE TOMORROW-lyrics


Can't believe it's over
That you're leaving
Weren't we meant to be?
Should've sensed the danger
Read the warnings right there in front of me

Just stop
Let’s start it over
Couldn't I get one more try?

Chorus
And maybe tomorrow you'll say that you’re mine
You'll realise I can change
I'm gonna show you I'm in it for life
I'll get you back some day

Maybe tomorrow

I forgot to be there
I was selfish
I can see that now
I should've got to know you
Should've held you when your tears fell down

Just stop
Don't make me beg you
Tell me that you'll stay the night

Chorus
I will find a way

Wait a minute
Just hear me out
This time I promise I'll put you first
Turn around now
Your heart can’t let you walk away
I'll do what it takes

Chorus
Maybe tomorrow
There's so much I wanna say now
I just wanna make a life with you
So don’t walk away
There's so much I wanna do now
I just wanna make it up to you
Maybe tomorrow
Maybe tomorrow

 

 

|+| نوشته شده توسط مهشید_یاسی_مریم یکشنبه 1387/06/24 ساعت 2:30 PM | 
تقدیم به تمام دوستان خوب و مهربونمون